کلید...!

ب پ ت ث

بایع     کسی که در عقد بیع غالبا در طرف ایجاب واقع می شود و به مال او به عنوان معوض و مبدل نگاه می شود نه عوض و بدل.

بایع شرطی     بایع در بیع شرط را بایع  شرطی گویند.

بخش     ناحیه ثبتی.

به شرط شئ     هرگاه موضوعی مشروط به شرطی باشد، ان موضوع را " به شرط شئ " گویند.

مثال: تسلیم مبیع به خریدار مشروط است به تسلیم ثمن به بایع، ولو اینکه ماده این شرط در عقد ذکر نشده باشد؛ زیرا قاعده عدل و انصاف و بدیهی عرف این اقتضاء را دارد.

به شرط لا     شرطی که موضوعی را نفی کند مشروط را نسبت به ان موضوع نفی شده " به شرط لا " گویند.

مثال: هر کس که مالی را میخرد بطور ضمنی بر بایع شرط می کند که مبیع مال غیر نباشد. یعنی به این شرط وارد بیع می شود که مبیع، مال خود بایع باشد، نه مال ثالث ( بند دوم ماده ٣۶٢ ق.م بر همین پایه قرار دارد ) و همچنین هرکس مالی میخرد به طور ضمنی شرط میکند که مبیع فاسد و معیوب نباشد.

بطلان مطلق     بطلان واقعی همین است و بطلان مطلق، بی اثر بودن عقد یا ایقاع به علت فقدان شرط یا شروطی است که بدون انها قانونا نمی تواند اثر داشته باشد و رضایت ذینفع هم نمی تواند ان را موثر کند.

بطلان نسبی     صفتی است در یک عمل حقوقی که در ان رعایت کامل شرایط قانونی نشده ولی عمل مزبور بعلت نقص مذکور بنفع ذینفع در حالت تزلزل ( بین صحت و فساد ) اعلام شده و فقط ذینفع می تواند از طریق اعلام اراده خود انرا ملحق به عمل کاملا صحیح و با کاملا فاسد و باطل گرداند و در حقیقت چنین عملی باطل نیست و بلکه موقوف است ( همانطور که فقها هم به ان عنوان موقوف داده اند ). و باید بوسیله دادگاه باطل گردد و مورد ان معلول شدن اراده بعلت اشتباه یا اکراه و یا محجور بودن عاقد است.

بنچاق     اسناد راجع به مالکیت یا نقل و انتقال سابق بر معامله ای که فعلا انجام می گیرد ( ماده ٢٣ ایین نامه قانون ثبت - مصوب ١٣١٧ ).

بیع

الف- تملیک عینی است به عوض معلوم ( ماده ٣٣٨ ق.م ) شرط بیع این نیست که عوض مبیع پول باشد، ولی شرط این است که یکی از عوضین به عنوان ثمن داده شود ( مفهوم مخالف ماده ۴۶۴ ق.م ) و این امر بیع را از صلح جدا می کند.

ب- عمل بایع را نیز به تنهایی بیع گویند. برخلاف معنی بالا ( که بیع به مجموع عمل بایع و مشتری گفته می شود ) چنانکه در باب وصیت به ایحاب موصی وصیت گفته می شود. استعمال بیع در مواد ٩٢ - ٢٠٢ قانون جزا مَجاز است نه حقیقت.

بیع شرط     در عقد بیع متعاملین می توانند شرط نمایند که هرگاه بایع در مدت معینی تمام مثل ثمن را به مشتری رد کند، خیار فسخ معامله را نسبت به تمام مبیع داشته باشد و همچنین می توانند شرط کنند که هرگاه بعضی از مثل ثمن را رد کرد، خیار فسخ معامله را نسبت به تمام یا بعض مبیع داشته باشد و در هر حال حق خیار تابع قرارداد متعاملین خواهد بود ( ماده ۴۵٨ ق.م )

بیع عقدی     بیعی که ایجاب و قبول ان لفظی باشد. ( این اصطلاح در مقابل بیع معاطاتی استعمال می شود ) در حقوق مدنی کنونی شرط تحقق بیع عقدی این نیست که ایجاب و قبول ان لفظی باشد و اساسا بیع به دو قسم عقدی و غیر عقدی تقسیم نمی شود. در فقه، بیع معاطات را عقد نمی دانند بلکه ان را یک نوع تراضی می دانند. بیع معاطات در فقه یک تراضی جایز است و مشمول اصاله اللزوم در عقود نمی شود ( قول مشهور )

بیعانه     مقداری از ثمن است که در باب اطمینان بایع، از طرف مشتری به او پرداخت می شود؛ خواه تسلیم مبیع مدت داشته باشد ( مانند بیع سلم )، خواه مدت نداشته باشد. ولی اوردن مبیع و تحویل دادن ان، نوعا مستلزم زحمت و یا هزینه می باشد.

بلوغ     ماده ١٢٠٩ ق.م :

" هرکس که دارای ١٨ سال تمام نباشد در حکم غیر رسید است. معذالک اگر بعد از ١۵ سال تمام رشد کسی در محکمه ثابت شود از تحت قیومیت خارج می شود "

البته لازم به ذکر است که این ماده به موجب اصلاح قانون مصوب ١۴/٨/٧٠ حذف شده است. در اصطلاح، بلوغ زمانی است که قوای جسمی صغیر نمود، نموده و اماده برای توالد و تناسل میگردد و ان امری طبیعی است.

بقیل     زمین تره بار اور.

بنگاه     مجموعه تاسیسات و لوازمی که برای یک صنعت، یا یک رشته تجارت و یا یک حرفه ازاد تجارت اختصاص داده شود. و در معنای وسیع به خود ان صنعت و تجارت حرفه هم گفته می شود.

بیع صرف     بیع هر یک از طلا و نقره به یکدیگر است، خواه مسکوک باشد و غیر مسکوک. مانند شمش و الات زینت و امثال ان، مثل بیع طلا به نقره یا طلا به طلا. چون در قبض و اقباض طلا یا نقره صدای ان عموما شنیده میشود، بیع ان را بیع صرف ( صدا ) نامیده اند.

بیکهه     مقیاسی معادل یک ثلث جریب.

بیلان     نمودار حساب دخل و خرج بازرگانان و در اصطلاح بانکی به معنای ترازنامه است.

بیلیون    در بعضب ممالک ( از جمله ایران، امریکا، و تا چندی پیش در فرانسه ) مترادف میلیارد یعنی هزار میلیون و در بعضی دیگر ( از جمله انگلستان، المان، فعلا فرانسه ) به معنای یک میلیون میلیون می باشد.

بذل     بخشیدن و عطا کردن و دادن به طیب خاطر.

برات     نوشته ای است که به موجب ان شخصی به دیگری دستور می دهد که به رویت یا به وعده معین مبلغی در وجه شخص ثالثی یا به حواله کرد او و یا در وجه حامل بپردازد. برات علاوه بر امضا یا مهر برات دهنده، باید دارای شرایط زیر باشد:

١- قید کلمه برات در روی ورقه.

٢- تاریخ تحریر.

٣- اسم شخصی که باید برات را تادیه کند.

۴- تعیین مبلغ برات.

۵- تاریخ تادیه وجه برات.

۶- مکان تادیه وجه برات ( اعم از این که محل اقامت محال علیه باشد یا محل دیگر )

٧- اسم شخصی که برات در وجه یا حواله کرد او پرداخت می شود.

٨- تصریح به اینکه نسخه اول یا دوم یا سوم یا چهارم است ( ماده ٢٢٣ ق.ت )

علاوه بر مطالب فوق که قید ان در برات لازم است و عدم رعایت ان موجب سلب امتیاز از سند است، ان طور که بین تجار معمول است و قانونا این عمل منع نشده، مطالب دیگری در برات طبق عادات و رسوم می شود که عمده معمول از این قرار است:

١- قید اعلام بعدی: کسی که برات را صادر می کند، اگر بنویسد که برات مطابق اعلام بعدی پرداخت شود، در این صورت محال علیه باید پرداخت برات را موکول به دستور بعدی ضادر کننده برات بکند و الا مسئول خواهد بود.

٢- قید بدون اعلام بعدی: تاکیدی است که لزوما وجه ان پرداخت شود.

٣- قید بازگشت بدون خرج: در صورتی است که محال علیه برات را نکول کند یا سر وعده نپردازد. دارنده برات بدون تحمل هزینه یا مراجعه به مقامات قضایی، به صادرکننده برات مراجعه می کند.

برزگر     کسی است که مالک زمین و هوامل دیگر زراعتی نیست و در مقابل انجام کار زراعتی برای مالک یا گاوبند، سهمی از محصول برمیدارد. ( قانوناصلاحات ارضی )

برزگر بخش     ر.ک. اراضی مشاعی.

برزن     کوی، محله، بخشی از تقسیمات شهر از طرف شهرداری.

برص     مرضی سوداوی است که موجب غلبه سفیدی یا سیاهی بر بخشی از پوست پیکر ادمی است و در ماده ١١٢٣ ق.م از موجبات فسخ نکاح برای مرد شمرده شده است.

بطلان     عقد باطل عقدی است که به نظر قانونگذار وجود خارجی ندارد و به هیچ عنوان نمی توان اثری بر ان باز کرد.

مثال: ماده ٣۶١ ق.م

" اگر در بیع عین معین معلوم شود که مبیع وجود نداشته، بیع باطل است "

در بطلان عقد، باید برخلاف قانون و مقررات باشد. ثانیا از طرف دادگاه حکم صادر شود.

باطل     هر عمل حقوقی که مخالف مقررات قانونی بوده و قانون ان را فاقد هرگونه اثر حقوقی شناخته باشد؛ مانند بیع صغیر. صفت این عمل حقوقی را بطلان گویند. بطلان در مقابل صحت استعمال می شود.

باغ     محوطه ای معمولا محصور است که در ان انواع درخت ها و گل ها را کاشته باشند.

بر اساس قانون، در مناطق جنگلی، باغ دارای مشخصات زیر است:

١- دارای حدود مشخص اختیاری باشد ( نه طبیعی )

٢- حجم درختان جنگلی خودروی ان از ۵٠ متر مکعب در هر هکتار تجاوز نکند.

٣- دست کم در هر هکتار ١٠٠ عدد درخت بارده جوان دست کاشت میوه ای وجود داشته باشد.

۴- دست کم ٩دهم سطح ان را کَنده و از ریشه درختان جنگلی، پاک شده باشد. ( ماده ١ ایین نامه اجرایی قانون ملی شدن جنگل ها مصوب سال ١٣۴٢ )

بالغ     ( فقه، زن و مردی که به سن بلوغ رسیده باشند ) ( مواد ٣۴، ٣۵، ٣۶ قانون مجازات عمومی ) سن بلوغ در پسر، ١۵ سال تمام قمری و در دختر، ٩ سال تمام قمری است. (تبصره یک ماده ١٢١٠ ق.م الحاقی ٨/١٠/١٣۶١ )

بالمباشره     مستقیما، رأساً

بالمناصفه     نصفا نصف، به تساوی تقسیم کردن.

بالواسطه     مع الواسطه، با واسطه.

بدل     در معانی زیر بکار رفته است:

١- درمعاملات معوض، هر یک هز عوضین، مثلا مبیع بدل ثمن است و ثمن بدل مبیع.

٢- مالی که باید زیان زننده برای خسارت به اسیب دیده بپردازد ( ماده ٣١١ ق.م )

بدل ثمن     عبارت است از مثل ان، در صورتی که مثلی باشد و قیمت ان، هرگاه قیمتی باشد.

================================================

پذیره نویسی ( تعهد پرداخت )     در شرکت های سهامی، یک قسمت از قیمت یا مبلغ اسمی سهام نقدا پرداخت و در قسمت دیگر ان تعهد بر پرداخت می شود، که ان را در اصطلاح حقوقی تجارت پذیره نویسی می گویند. ورقه ای که حاکی از قبول پرداخت قیمت یک یا چند سهم باشد.

پلاژ     ساحل مسطح دریا. گرمابه دریایی که جای شنا و حمام و تفریح است. امروزه خانه یا اتاق هایی را که برای استفاده مسافران ساخته می شود پلاژ می گویند.

پلاک     ورقه فلزی که روی ان شماره مخصوصی را نقر و معمولا بر سر در خانه ها یا روی اشیا نصب مینمایند.

مثل: پلاک خانه، پلاک ماشین.

سابقا برای قراء ( اطراف زمین را گویند که در میان ان زراعت کرده باشند و زارعان بر بالای ان امد و شد کنند تا زراعت پایمال نگردد و اب در زمین بایسند ) یا ( بلندی گرداگرد زمین کاشته شده )و مزارع پلاک سنگی به کار رفته و در مرکز قریه نصب میشد.

پیش نویس سند مالکیت     پس از انجام عملیات تحدید حدود و تطبیق صورتمجلس، تحدید حدود با مجاورین نماینده ثبت اولین پیش نویس سند مالکیت را مطابق ماده ٨٣ ایین نامه قانون ثبت تهیه و استخراج نموده و ضمیمه پرونده به شعبه بایگانی تسلیم می کند.

پی کنی     اراضی ای که فاقد حد طبیعی هستند و حد فاصل معینی هم با مجاورین ندارند، باید قبل از تحدید حدود توسط متقاضی ثبت پی کنی شود. پی کنی دلیل تصرف، و تصرف از دلایل مالکیت است. ماده ٨٠ ایین نامه ق.ث چنین مقرر می دارد:

- در اراضی بیاضی غیر محصور که حد فاصل نداشته باشد، باید در اطراف زمین به عمق نیم گز از طرف مالک پی حفر شود.

پرداخت     اجرای تعهدی که موضوع ان وجه نقد باشد. اصطلاح payement در حقوق فرانسه اعم از پرداخت است، زیرا شامل تعهداتی که موضوع ان وجه نقد هم نباشد نیز می شود.

پیش نویسی     Endossement مرادف ظهر نویسی است.

پیش بها     اسم دیگر بیعانه است.

پیش نویس     مینوت نامه موقتی است که پیشنهاد مضمون نامه را در ان نوشته و پس از نصویب وزیر یا رئیس اداره، ان را پاکنویس کرده به امضا می رسانند و به جریان می اندازند.

پیمان     قرارداد بین المللی را گویند.

پی نوشت     در اصطلاخات اداری دستوری است که روسای ادارات ذیل نامه ها نویسند.

پلاک اصلی در سند دفترجه مالکیت     هر قری یا ده قصبه اداره ثبت اسناد محلی دارای شماره خاصی است که ان را پلاک اصلی ثبتی گویند، که سمت چپ سند دفترچه نوشته می شود.

پلاک فرعی در سند دفترچه مالکیت     چنانچه ملکی مال غیر منقول از پلاک اصلی به هر مساحت مجزا شود، اداره ثبت اسناد پلاک دیگری می دهد که ان را پلاک فرعی از اصلی می نامند.

مثال: راست 1354 فرعی، چپ 2396 اصلی.

پا خیره     پی و بنای دیوار و خانه.

پایاپای    تهاتر. پا به پا. عمل دو کس یا دو کشور که طلب های خود را به جای وامهایی که به هم دارند، حساب می کنند.

پای کار     جایی که مصالح فراهم می آورند و زیر عمارت انبار می کنند.

پایندان     کفیل ضامن. پایندان ثقه است. ( تذکره الاولیاء )

==============================================

تاخیر     در لغت به معنی پس انداختن و دیر کردن است.

تاخیر خسارات     نرخ قانونی بهره پول که بر اثر تاخیر مدیون در پرداخت ان به حکم قانون باید به بستانکار بدهد و صرف تاخیر مدیون، به ان بهره عنوان خسارت را می دهد. در همین معنی " خسارت تاخیر تادیه " و " خسارت تاخیر ادا " و " خسارت دیرکرد " و " زیان دیرکرد " هم استعمال شده است.

تخلف در تعهد     تخلف از تعهد به هر یک از دو مورد ذیل گفته می شود:

١- عدم انجام تعهد.

٢- تاخیر در انجام تعهد ( ماده ٧٢٧ و ٧٢٨ ایین دادرسی مدنی ). فرق نمی کند که تخلف مزبور عمدی یا خطایی یا به قهر قاهر ( فرس مارژ ) باشد. این اصطلاح فرانسوی است. عنوان " عدم اجرای تعهد " که در صدر ماده ٢٢۶ ق.م تهاده شده است، معادل تخلف از تعهد است. تخلف از تعهد علی الاصول سبب مسئولیت قراردادی است.

تخلف شرط

الف- عدم انجام تعهد ( مواد ۴۴۴ و ٢٣٧ ق.م )

ب- ظهور خلاف انچه که شرط شده است ( مواد ٢٣۵ و ۴۴۴ ق.م )

تدلیس     اعمالی که موجب فریب طرف معامله شود. ( ماده ۴٣٨ ق.م ) بنابراین اولا موضوع مورد تدلیس باید عین باشد. پس مغبون کردن طرف معامله ( ولو اینکه فریب متوجه قیمت باشد )، تدلیس به این معنی نیست. ثانیا تدلیس کننده باید به موضوع مورد تدلیس صورتی بدهد که محرک طرف معامله در اقدام معامله باشد؛ یعنی اظهار صفت کمالی در موضوع مورد معامله نماید که ان موضوع فاقد ان صفت است. پس اخفای عیب از موارد اعمال خیار عیب است نه خیار تدلیس.

تدلیس ( خیار )     خیار ناشی از تدلیس یکی از متعاملین خواه ان معامله عقد بیع باشد خواه نباشد ( مواد ۴٣٨ و ۴٣٩ ق.م )

تراضی     توافق متقابل را گویند. در نظر عده ای از فقها تراضی اعم از عقد است زیرا در عقد باید ایجاب و قبول لفظی باشد و حال اینکه تراضی ممکن است بدون لفظ و صرف داد و ستد یا اشاره یا نوشته واقع شود. گاهی به جای تراضی عنوان مراضات استعمال می شود. چنانکه در ماده ۵٠١ ق.م نیز این اصطلاح بکار رفته است و مراضات در نظر مقنن عنوان عقد را ندارد.

تسلیم     تسلیم در عقد معوض عبارت است از اینکه یکی از طرفین دیگری را بر مالی که به او منتقل کرده مستولی سازد و به عبارت دیگر تسلیم عبارت است از تمکین طرف از تصرف یا قراردادن مورد معامله تحت اختیار طرف. مرادف ان اقباض است. ( ماده ٣۶٧ ق.م ) شرط تسلیم ان نیست که طرف متمکن از انحای تصرفات باشد، بلکه کافی است که تمکن از تصرفات مناسب با خصوصیات عقد معین باشد. پس تعریف قانون مدنی ناقص است. سپردن قبوض انبارهای عمومی هم تسلیم محسوب می شود.

تصرف     عبارت است از اینکه مالی تحت اختیار کسی باشد و او بتواند نسبت به ان مال در حدود قانون یا به عدوان تصمیم بگیرد. تصرف ممکن است به مباشرت باشد یا بواسطه.

مانند تصرف قیم و وکیل و مباشر ( ماده ٧۴۵ ایین دادرسی مدنی )

تصرف به عنوان مالکیت    کسی که متصرف مالی ( منقول یا غیر منقول ) باشد، فرض قانونی این است که تصرف او نصرف به عنوان مالکیت محسوب است. ( ماده ٧۴٧ ایین دادرسی مدنی ) در مقابل تصرف از طرف غیر و تصرف به عنوان وقف استعمال می شود.

تصرف عدوانی     ید غیر قانونی را گویند.

تصرف عدوانی به معنی اخص     که موضوع دعوی تصرف عدوانی است، تصرفی است که بدون رضای مالک مال غیر منقول از صرف کسی صورت گرفته باشد. در صدق تصرف عدوانی به این معنی:

اولا- فرق نمی کند که متصرف عدوانی مستقل در تصرف باشد و یا به همراه شخص دیگر تصرف کند.

ثانیا- فرق نمی کند که تصرف مزبور به نفوذ و قدرت شخصی افراد عادی خودسرانه به عمل امده باشد، یا اینکه تصرف متکی به نفوذ و قدرت شخصی وی نبوده بلکه به دستور مقام بی صلاحیت مال غیر به تصرف او داده شده باشد.

ثالثا- شریک مال مشاع هم که بدون اذن شریک دیگر تصرف در ملک کند، تصرف عدوانی خواهد بود.

تضمین حسن انجام کار     مرادف وثیقه حسن انجام تعهد است ( بند نهم ماده ٢۶ ایین نامه معاملات دولتی )

تضمین عقدی     ضمان و مسئولیتی که مستقیما از خود عقد ناشی شود ( نه اینکه از تخلف از عقد یا از تاخیر اجرای عقد حاصل شود )

مانند ضمان درک بایع نسبت به مبیع ( شق دوم ماده ٣۶٢ ق.م )

تطبیق     در لغت فارسی، برهم نهادن دو امر مادی یا معنوی در مقام سنجش و اندازه گیری را گویند که در زبه ان عربی به این معنی نیامده است، و تطابق به این معنی است، نه تطبیق.

تفکیک     در لغت به معنی جدا کردن است. در اصطلاح ثبتی تقسیم یک قطعه زمین به قطعات است ( ماده نهم ایین نامه قانون ثبت )

تابوک     بالکن.

تالاب     آبگیر و استخر را در هند تالاب گویند.

تامین دلیل     صورت برداری دادگاه ( به تقاضای ذینفع ) از دلایل اثبات قبل ار حاجت به اثبات، که به منظور حفظ ان از زوال است و صورتجلسه ای که متضمن این امر است، حکایت از اعتبار و صحت دلایل ثبت شده نمی کند، بلکه ان ها را به هر صورت که ملاحظه شده منعکس می کند و در صورت بروز دعوی و استناد به ان دلایل؛ دادگاه باید به اعتبار دلایل رسیدگی کند. ( ماده ٣١۵ دادرسی مدنی )

تجاوز     خروج از یکی از مقررات جاری یک کشور از روی قصد که طبعا باعث مجازات ( اعم از مجازات انتظامی یا غیر ان ) یا سبب اخذ خسارت است. بنابراین تجاوز به صورت کیفری و مدنی و انتظامی خواهد بود. اگر معلوم باشد که مستاجر پس از پایان مدت اجاره به سکونت خود ادامه داده و موجر به این وضع اعتراض نکرده و خواستار تخلیه نگردیده و به این ترتیب رضایت ضمنی داده است اجرت المثل، جنبه خسارت ندارد ( زیرا خسارت حقیقی انست که ناشی از تجاوز باشد و تجاوز با وجود رضایت ضمنی موجر مفهومی ندارد ) بنابراین ماده ٧١٣ ایین دادرسی مدنی در این مورد صدق نمی کند. یعنی مطالبه خسارت تاخیر تادیه اجرت المثل مخالف ماده ٧١٣ نیست. ولی اگر ادامه سکونت مستاجر بدون رضایت موجر باشد تجاوز محقق شده است و اجرت المثل جنبه خسارت دارد و مطالبه خسارت تاخیر تادیه اجرت المثل مزبور طبق ماده ٧١٣ درست نیست.

تجمیع سند     تبدیل اسناد مالکیت از چند جلد به یک جلد، و تبدیل اسناد مالکیت مشاعی متعدد ( خواه ششدانگ یا کمتر ) به یک جلد، به استناد سند انتقال تنظیمی اشکالی ندارد ( بند ۵۵ مجموعه بخشنامه ای ثبتی- ماده ١٣۶ )

تملیک و تملک     قصد انشای ایجاد کننده که می خواهد مالی را از خود به دیگری منتقل کند، تملیک است. و قثد انشا در قبول ملکیت در مقابل تملیک را تملک گویند. در واقع، تملک از جانب قبول کننده است و تملیک از جانب ایجاب کننده.

تنفیذ     یعنی اجازه کردن عمل حقوقی غیر نافذ. مثل عقد فضولی و عقد مکره و معامله سفیه بدون اذن ولی و امثال انها. مرادف اجازه و امضا ( ماده ٢٠٩ ق.م ) استعمال می شود.

تبرع    در لغت عطا کردن بدون چشمداشت عوض است. چنانچه ماده ١٧۶ ایین نامه اجرای اسناد رسمی می گوید:

" در کلیه پرونده های اجرایی پس از ختم مزایده یا حراج، هرگاه مدیون یا مالک ( حسب مورد ) یا متبرع، بدهی و خسارت را تا روز تادیه بدهد، از تحویل مال در منقول و صدور سند انتقال ( در مواردی که سند تنظیم می شود ) خودداری خواهد شد.

ترا     دیوار بلند، مانند دیوار سرای پادشاهان و دیوار قلعه. دیواری که با کاهگل و گلابه استوار است.

تراث     میراث. انچه از مرده به کسی رسد.

تراز     اختلاف دارایی و بدهی حساب. بالانس ترازنامه یعنی صورتی که خلاصه دارایی و بدهی در ان نوشته باشد.

ترصیف     در بنا عبارت است از پیوست بودن قسمتی از بنا به قسمت دیگر، چنانکه اجر ها با یکدیگر به صورت قفل و بست ساخته شده باشند. مانند طاق های اجری معروف به رومی که به دیوار متصل است که در این صورت از نظر ترصیف در بنا معلوم می شود که دیوار فاصل متعلق به مالک رومی است. این است که ماده ١١٠ ق.م می گوید:

" بنا به طور ترصیف و وضع سرتیر از جمله قراین است که دلالت بر تصرف و اختصاص می کند "

تسبیل منافع     اختصاص دادن منافع به امور اجتماعی و مثرف در راه خیر.

تصرف کاشف از به هم زدن     تصرفاتی که نوعا کاشف از برهم زدن معامله باشد، فسخ فعلی است ( ماده ۴۵١ ق.م )

تصرف کاشف از رضا     تصرفاتی که نوعا کاشف از رضای معامله باشد، امضای فعلی است.

مثلا مشتری که خیار دارد، با علم به خیار، مبیع را بفروشد یا رهن بگذارد ( ماده ۴۵٠ ق.م )

تعدی     تجاوز از حدودو اذن یا متعارف است نسبت به مال یا حق دیگری.

تفکیک     عبارت از این است که مال غیر منقولی اعم از مشاع یا غیر مشاع به دو یا چند حصه مجزا تقسیم شود.

تفلیس     هرگاه کسی متاعی را بفروشد و سپس حکم افلاس خریدار صادر گردد، در این صورت بایع متاع اختیار فسخ بیع ( یا رد ثمن ) و استرداد متاع خود را ( در صورتی که نزد خریدار باشد ) دارد و می تواند از حق فسخ مذکور استفاده نکند و جزء غرما باشد. این خیار در ماده ٣٠٨ ق.م منظور گشته است.

تگرگ     پایه و پی دیوار.

تابخانه     خانه ای که در ان شیشه بندی بوده تا هر چه از بیرون باشد، دیده شود و روشنایی خورشید در ان افتد. تعریف فوق در آنندراج و شرفخانه منیری است و در حاشیه دهخدا ان را به چیزی شبیه شوفاژ سانترال تشبیه کرده اند.

تابدان     طاقچه بزرگی را گویند نزدیک به سقف خانه که هر دو طرفش گشوده باشد. گاهی طرف بیرون ان را پنجره و طرف درون را پارچه نقاشی کرده و جام و شیشه الوان کنند و گاهی حالی گذارند و گاهی هر دو طرف ان را پنجره کنند.

تاجر     کسی است که شغل خود را عملیات تجارتی قرار بدهد. ( ماده ١ قانون تجارت ) عملیات تجارتی از قرار ذیل است:

١- خرید و تحصیل هر توع مال منقول به قصد فروش یا اجاره، اعم از اینکه تصرفاتی در ان شده باشد.

٢- تصدی به حمل و نقل از راه خشکی یا اب و هوا، به هر نحوی که باشد.

٣- هر قسم عملیات دارایی با حق العمل کاری ( کمسیون ) و یا عاملی و همچنین تصدی به هر نوع تاسیساتی که برای انجان بعضی امور ایجاد می شود. ار قبیل تسهیل معاملات ملکی یا پیدا کردن خدمه یا تهیه و رساندن ملزومات و ... .

۴- تاسیس و بکار انداختن هر قسم کارخانه، مشروط به اینکه برای رفع حوایج شخصی نباشد.

۵- تصدی به عملیات حراج.

۶- تصدی به هر قسم نمایشگاه عمومی.

٧- هر قسم عملیات صرافی و به آنکی.

٨- معاملات برواتی اعم از اینکه بین تاجر یا غیر تاجر باشد.

٩- عملیات بیمه بحری و غیر بحری.

١٠- کشتی سازی و خرید و فروش کشتی و کشتیرانی داخلی یا خارجی و معاملات راجع به انها. ( ماده ٢ ق.ت ) و طبق ماده ٣ قانون تجارت، عملیات زیر به اعتبار تاجر بودن متعاملین یا یکی از انها تجارتی محسوب می شوند.

الف- کلیه معاملات بین تجار و کسبه و صرافان و به بانک ها.

ب- کلیه معاملاتی که تاجر یا غیر تاجر برای رفع حوایج تجارتی خود می نماید.

ج- کلیه معاملاتی که اجزاء یا خدمه یا شاگرد تاجر برای امور تجارتی در باب خود انجام می دهد.

د- کلیه معاملات شرکت های تجارتی.

تامین     عبارت است از توقیف اموال اعم از منقول و غیر منقول ( ماده ٢۴٠ ایین دادرسی مدنی )

==============================================

ثالث

الف- کسی که طرف عقد نیست و قائم مقام هیچ یک از متعاقدین نمی باشد ( مواد ٢٣١ و ۴٨٨ ق.م )

ب- کسی که طرف عقد نیست، هرچند قائم مقام یکی از طرفین باشد ( ماده ٣٩٩ ق.م )

ج- بیگانه نسبت به امری که دو طرف دارد، مانند ثالث نسبت به متداعیین یک دعوی.

ثبت     نوشتن قرارداد یا یک عمل حقوقی یا اموال شخصی یا یک حق ( مانند حق اختراع ) و یا هر چیز دیگر ( مانند علامات ) در دفاتر مخصوصی که قانون معین می کند.

مانند ثبت املاک و ثبت معاملات غیر منقول و ثبت حق اختراع و ثبت علائم و ثبت احوال و ... .

ثبت اسناد

الف- اسم اداره ای است که املاک و اسناد عقود و معاملات را ثبت می کند.

ب- ثبت سند عقود و ایقاعات را گویند.

ثبت انتقال ملک     ( ثبت ) یعنی ثبت معامله عین یا منافع ملک در دفتر املاک ( ماده ٢۶ قانون ثبت و مواد ١٠۴، ١٠۴ مکرر، ١٠۵ و ١٠۶ نظامنامه قانون ثبت )

ثبت ملک

الف- یه معنی اخص یعنی ثبت ملک پس از پایان عملیات مقدماتی ثبت در دفتر املاک.

ب- به معنی اعم یعنی عملیات مقدماتی ثبت و ثبت ملک در دفتر املاک.

ثمن

الف- مالی که عوض مبیع در عقد بیع قرار می گیرد ثمن نامیده می شود. ثمن باید مال باشد ( ملاک ماده ٣۴٨ ق.م ) و لازم نیست حتما پول باشد، بلکه ممکن است عین یا کلی در ذمه باشد. ( مواد ١٩٧ و ٣۶٣ ق.م ) هرگاه در عقد بیع یکی از عوضین پول باشد، عنوان ثمن را دارد. اگر هیچیک از عوضین پول نباشد،‌انکه سبقت به اظهار قصد کند صاحب مبیع است و دیگری صاحب ثمن.

ب- به معنی ثمینه است.

ثبت عمومی     طریقه قانون ١٣١٠ ( قانون ثبت اسناد و املاک مصوب ٢۶ اسفند ١٣١٠ ) است. در این قانون، مالکان مجبورند نسبت به ثبت املاک خود اقدام نمایند. این قانون فعلا نیز مورد اجرا و عمل سازمان ثبت اسناد و املاک است.

ثبت فسخ و اقاله     مطابق ماده ٢٣ ایین نامه، دفاتر اسناد رسمی در مورد اقاله و فسخ معاملات به طریق زیر باید عمل کنند:

الف- در صورتی که یکی از متعاملین بخواهد از حق خیار فسخ خود استفاده نماید، باید پس از احراز حق مزبور فسخ معامله در حاشیه سند و ثبت دفاتر قید شده و به امضای کسی که معامله را فسخ کرده برسد و سردفتر باید امضای شخص مزبور و وقوع فسخ را تصدیق و امضا نماید. در این مورد، زدن مهر باطل شد مورد نخواهد داشت.

ب- در صورتی که طرفین برای اقاله به دفتر اسناد رسمی مراجعه کنند باید پس از اقاله معامله در ستون ملاحظات دفتر سند معامله، ابطال و مهر ( باطل شد ) روی سند و صبت دفتر زده شود و به دستور ماده ١٠۴ ایین نامه قانون ثبت، در موقع فسخ و اقاله و معاملات املاک باید لاشه سند باطل شده در اگهی فسخ به اداره ثبت ارسال شود تا در ملاحظات دفتر املاک قید شود.

ثلث     در اصطلاح ثبتی یکسوم ترکه را گویند که وصیت تا ان میزان نافذ است و مطابق ماده ٨۴٣ ق.م زیاده بر ان نافذ نیست مگر با اجازه وارث و اگر بعضی از ورثه اجازه دهند فقط نسبت به سهم ایشان نافذ است.

ثبت اجباری     ثبت اسناد زیر اجباری است:

١- کلیه عقود و معاملات راجع به عین، یا منافع اموال غیر منقوله که در دفتر املاک ثبت نشده اند.

٢- صلحنامه و هبه نامه و شرکت نامه. ( ماده ۴٧ ق.ث )

ثبت اختیاری     ثبت اسناد، اختیاری است، مگر در موارد زیر:

١- کلیه عقود و معاملات راجع به عین یا منافع املاکی که قبلا در دفتر املاک ثبت شده باشند.

٢- کلیه معاملات راجع به حقوقی که قبلا در دفتر املاک ثبت شده است ( ماده ۴۶ قانون ثبت )

ثبت با سند برابر است     طرقین معامله یا وکلای انها باید ثبت سند را ملاحظه نموده و مطابقت ان ثبت با اصل سند توسط مشارین الیهم و مسئول دفتر ثبت تصدیق شود. و در مورد اسنادی که فقط برای یک طرف ایجاد تعهد می کند، تصدیق و امضای طرف متعهد کافی خواهد بود. ( ماده ۶٣ ق.ث )

ثبت عادی     ثبت قبل از ثبت عمومی ( ١٣١٠ ) را گویند که مالکان تکلیفی برای ثبت املاک خود نداشتند.

ثبت علامت     به ثبت رساندن علامت تجارتی است، در اداره ثبت شرکت ها، مطابق مقررات مربوط به ان.

ثمنیه اعیانی     اصطلاحا سهم الارث زوجه را گویند که فرض همه زوجه ها، در صورت فوت شوهر با داشتن اولاد است. چون مطابق ماده ٩۴٧ ق.م زوجه از قیمت ابنیه و اشجار ( اعیانی ) ارث می بردند زمین انها، به همین دلیل، ادارات ثبت در موقع صدور سند مالکیت برای سایر وراث سهم انان را با قید عبارت ( به استثنای ثمنیه اعیانی ) صادر می کنند و چنان که ورثه از پرداخت بهای ثمنیه اعیانی خودداری نمایند، با اخذ اقرارنامه به عنوان ثمنیه اعیانی جهت زوجه سند مالکیت صادر می نمایند. البته در خصوص صدور سند مالکیت ثمنیه اعیانی روال ثابت و یکنواختی بین واحد ها وجود ندارد.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1389/10/06ساعت 5:44 PM  توسط مهدیار  |